سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و مرثیۀ حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام

شاعر : مجید صناعتی
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
قالب شعر : غزل

دوش می‌آمد و از ظلم برافروخته بود            مثل مـادر شده و خانه او سوخته بود

صادق آل محـمد که ز دانـش عـمری            گنج‌ها در دل این جامعه اندوخته بود


در و دیوار و دل سوخته و صبر زیاد            شیوه‌ای بود که از فاطمه آموخته بود

گر که هفتاد و دو هارون به تنورش می‌داشت            کربلا می‌شد و منصور از آن سوخته بود

نه فقط جابر و اسحاق و ابوحمزه و لیث            چشم بر دانش او، دشمن او دوخته بود

گر که در دوره قائم به جهـان می‌آمد            به رهش هستی خود، یکسره بفروخته بود

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.



دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود            مثل مـادر شده و خانه او سوخته بود



ابیات زیر به دلیل مغایرت با روایات معتبر حذف شد؛ موضوع احضار امام توسط منصور ملعون و ابن ربیع که سید بن طاوس در صفحۀ ۱۹۲ مهج الدعوات علامه مجلسی در بحارالأنوار ج ۴۷ ص ۱۹۵ شیخ عباس قمی در منتهی الآمال ص ج ۲ ص ۱۳۹۳؛ مقتل معصومین ج ۳ ص ۱۹۹ و دیگر علما و مورخین آن را روایت کرده اند مدتها قبل از شهادت امام و در شهر بغداد اتفاق افتاده است نه در مدینه؛ و مطالبی همچون سجاده کشیدن از زیر پای امام، شکسته شدن نماز، تازیانه زدن؛ به زمین افتادن؛ پیچیدن امامه به دور گردن امام علیه السلام و دشنام ابن ربیع به حضرت زهرا نادرست است و مغایر این روایت معتبر است؛ البته این موضوع بدان معنا نیست که ربیع و فرزندش در حق امام جفا نکرده اند،  بلکه بطور قطع بخاطر منافع دنیایی خویش تن به دستور منصور داده و در حق امام ظلم نموه اند؛ وارد شدن بدون اجاز به خانه حضرت و بردن امام علیه السلام بدون عبا وا عمامه توهین و جسارتی بزرگ به امام است و عملی نابخشودنی است لیکن اعمال گفته شده در بالا را که معمولا در بعضی اشعار می آید انجام نداده اند؛  جهت آگاهی بیشتر از اصل روایات معتبر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه نموده و یا در همین جا کلیک فرمائید.



می‌کشیدش به طنابی چو علی در کوچه            مضطرب بود و نگاهش به حرم دوخته بود